فريدون بن احمد سپهسالار

140

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

وقوع آن حال اضطرابى نمود و از حضرت عزت عز اسمه تضرع كرده ، « رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا » برخوانده ، به حضرت شيخ خويش ، كه : « اعوذ بك منك » عبارت از آنست ، پناه گرفت . تاييد سبحانى موقوف « 1 » بعنايت شيخ گشته ، او را باز از آن حالت بدار الامن سلامت و بيت الانس كرامت متمكن گردانيد . اما جسم مبارك ايشان را ضعفى و بيمارى لاحق شد و مدت مرضش دراز كشيد . شيخ از حضرت خداوندگار درخواست كرد تا عنايتى فرمايد كه از بدن عاريت نقل كرده ، بسراى باقى رحلت كند . بعد از تضرع بىحد اجازت داد و سه روز به عيادت نيامد . شيخ را از آن حال يقين گشت كه وقت نقل رسيد ، چنان كه سلطان ولد بيان مىفرمايد : بيت ناگهان شد صلاح دين رنجور 321 * گشت از صحت بدن مهجور رنج جسمش كشيد سخت دراز * دم بدم نيست مىشد او ز گداز شيخ چون مىنداد دستورى * كه رود شد دراز رنجورى چونكه رنجوريش دراز كشيد * ناله و گريه‌اش بچرخ رسيد گفت با شيخ كاى « 2 » شه قادر * اين لباس وجود را بر در كرد از وى قبول و گفت رواست * از سر بالشين 322 سبك برخاست چون دو سه روز در « 3 » عيادت او * نامد و كرد رو به حضرت هو گشت بر شه صلاح دين روشن * گفت جان مىشود جدا ز بدن پس به خوشى و خرمى تمام ازين دار غرور بسراى سرور سفر

--> ( 1 ) - خ ل : موفق ( 2 ) - در اصل : كه اى ( 3 ) - خ ل : بر